Album

مولانا

. به ظاهر طالبان همراه و در تحقیق پشتاپشت یکی منزل در اسفل کرد و دیگر برتر از کیوان مثال کودک و پیری که همراهند در ظاهر ولیک این روزافزون است و آن هر لحظه در نقصان مولانا . چهتعجبکردنجفتشون سیاه_سفید Blackandwhite Bnw_diamond HDR Hdr_bnw Bnw Bnw_hdr Boy Oldman Father Jj_bnw
گهی چون چاره غم ها را بسوزی گهی گویی که این غم را چه چاره تو پاره میکنی و هم بدوزی که دل به آن به باشد پاره پاره مولانا Portrait Portraiture Photographer Photography Sorrow Love
. صنما تو هم‌چو شیری من اسیر تو چو آهو به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی؟ مولانا . . مسجد نیروگاه برق قم ایران حضرت_خدیجه علیه_السلام Mosque Iran Qom Qomkids @qom_pics @qommycity @qomiha @qomkids Qomih
حاجت نبوٖد مستی ما را به شــراب یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب بی‌ساقی و بی‌شاهد و بی‌مطرب و نی شوریده و مستیم چو مستان خراب مولانا
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست ! مولانا
آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد وان فخر شهان آمد تا پرده درد ما را مولانا
‏زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالین تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی..! مولانا First Eyeem Photo
چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من مولانا
چون مَلَک ساخته خود را به پرو بال دروغ  همه دیوند که ابلیس بود مهترشان همه قلب اند و سیه چون بزنی بر سر سنگ  هین چرا غره شده ستی تو به سیم و زرشان شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان  برکش آن تیغ چو پولادو بزن بر سرشان مولانا مسعود_تاروردی مسعودتاروردی
. ما عاشق و بی دل و فقیریم هم کودک و هم جوان و پیریم چون کبریتیم و هیزم خشک ما آتش عشق زو پذیریم از آتش عشق برفروزیم اما چون $برق زو نمیریم ما خون جگر خوریم چون شیر چون یوز نه عاشق پنیریم گویند شما چه دست گیرید کو دست تو را که دست گیریم بر خویش پرست همچو خاریم بر دوست پرست چون حریریم عاشق که چو شمع می بسوزد او را چو فتیله ناگزیریم از ما مگریز زانک با تو آمیخته همچو شهد و شیریم تو میر $شکار بی‌نظیری ما نیز شکار بی‌نظیریم در حسن تو را تنور گرم است ما را بربند ما خمیریم ما را به قدوم خویش درباف زیر قدم تو چون حصیریم مولانا
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو...! مولانا
با تو قصص درد و فغان میگویم ور گوش ببندی پنهان میگویم دانسته‌ام اینکه از غمم شاد شوی چندین غم دل با تو از آن میگویم مولانا
بیایید که امروز به اقبال و به پیروز چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم مولانا Portrait Photography Iran_photography Cafe Blackandwhite Documentaryphotography People
ما بر در عشق حلقه کوبان، تو قفل زده، کلید برده... . مولانا مولوی عشق قفل عکس عکس_نوشته عاشقی عکس عکس_نوشته شعر Photo Photooftheday Lenzgram Ax_matn Ax Mowlana Molana Art Door Romantic Love Photooftheday Lock Photogrid Photographyislifee
چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را بزن گردن آن را که بگوید که تسلا مولانا Photography Iran Mustseeiran Flower Vscopersia Vscorussia Vscocam Color Tehran Spring VSCO Flowerphotography Nikon Nikond3300 Macro весна фотография фото фотографии весна вско гора дом старый путешествия گل عکاسی بهار lenzak lenzak_photography
مولانا کوچه خیابان باران تو من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دوسه پیمانه در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم هریک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه ...
. خانه دل باز کبوتر گرفت مشغله و بقر بقو درگرفت غلغل مستان چو به گردون رسید کرکس زرین فلک پر گرفت مولانا البته شعر پایین برازنده تره کفتر کاکل به سر های های این خبر از من ببر وای وای از معین حالا خودتون انتخاب کنین 😚
. و تو چه دانی ترس چیست؟ ارتفاع چیست؟ زیباست! . هر اندیشه که می‌پوشی درون خلوت سینه نشان و رنگ اندیشه ز دل پیداست بر سیما ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که می‌نوشد شود بر شاخ و برگ او نتیجه شرب او پیدا مولانا . . پ ن طنز: خواستم خودکشی کنم و خودمو پرت کنم پایین که یهو ننم داد زد که چیکار میکنی؟ گفتم: خودکشی 😚 برگشته میگه الان نه، مهمون داره میاد 😚 منمیدونمپسرپادشاهمکهوقتیبچهبودمجابجامکردن
. کسی کز غمزه ای صد عقل بندد گر او بر ما نخندد پس که خندد اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید بود انصاف و انصاف آن پسندد دلا می جوش همچون موج دریا که گر دریا بیارامد بگندد چو خورشیدی و از خود پاک گشتی ز تو چنگ اجل جز غم نرندد شکر شیرینی گفتن رها کن ولیکن کان قندی چون نقندد . مولانا چه شعر های گفته😕 دمش_گرم پرتقال گندیده خب اسراف نکنید
نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو که به تشنگی بمُردم بَرِ آب زندگانی مولانا
نشدیم جلو کسی دولا راست...به احترامش چند ثانیه سکوت.......منظورم مولاناست مولانا سلفی_طور
. مولانا . نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه چو چرخه و رسن حسن را بگردانی ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان به عهد عشق تو منسوخ شد گران جانی به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره دلا ملرز چو برگ ار از این گلستانی چه داند و چه شناسد نوای بلبل مست کلاغ بهمنی و لک لک بیابانی چو اشتهای کریمی به لوت صادق شد گران نباشد بارانیی به بورانی نه کمتری تو ز پروانه و حبیب از شمع وگر کمی ز پر او چه باد پرانی هزار جان مقدس بهای جان خسیس همی دهد به کرم یار اینت ارزانی سجود کرد تو را آفتاب وقت غروب ببرد دولت و پیروزیی به پیشانی کسی که ذوق پریشانی چنین غم یافت دگر نگوید یا رب مده پریشانی سوار باد هوا گشت پشه دل من کی دید پشه که او می کند سلیمانی خموش باش و چو ماهی در آب رو پنهان بهل تو دعوت عامان چو ز اهل عمانی خمش که خوان بنهادند وقت خوردن شد حریف صرفه برد گر تمام برخوانی . SadeghRna Saturday, May 9 2015 . Qeshm_island Qeshm Laft Bandar_pol Mustseeiran Persiangulf Mustseehormozgan Sunset Sun Instaqeshm ایران_را_باید_دید بندرپل لافت هرمزگان قشم غروب خورشید
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم مولانا
آن کس که ترا نقش کند او تنها تنها نگذاردت میان سودا در خانه تصویر تو یعنی دل تو بر رویاند دو صد حریف زیبا مولانا عکاسی گل بهار ایران کلاسیک کهن Vintage Photography Iran House VSCO Vscopersia Vscopersia_purple Nikon Nikond3300 Purple фотография иран весна фото
برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان افزا ازین مجنون پر سودا ببر آنجا سلامی را مولانا
جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد مولانا The_Art_of_GOD Tag Iran Beautiful_iran Earth Home I_Love_Earth Sustainable_Life See_From_The_Moon Natural_Art Fly_high Rumi هنر_خدا ایران زمین عاشق_زمین_ام خونه زندگی_پایدار هنر_طبیعی از_ماه_ببین بلند_پرواز_کن مولانا Damavand Mountain Brown کوه_دماوند
خداوند خداوندان اسرار زهی خورشید در خورشید انوار ز عشق حسن تو خوبان مه رو به رقص اندر مثال چرخ دوار مولانا
. نه سلامم نه علیکم نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و شنیدی نه سمائم نه زمینم نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستادۀ پیرم نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم نه جهنم نه بهشتم چُنین است سرشتم این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ... گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویــم تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی خودِ تو جان جهانی گر نهانـی و عیانـی تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی تو خود اسرار نهانی تو خود باغ بهشتی تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی نه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئی تو خود اویی بخود آی تا كه در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی و گلِ وصل بـچیـنی مولانا 📷 SadeghRna Friday, August 28 . Mustseeiran Mustseehormozgan BandarAbbas Hormozgan Iran Sunrise Seashore Molana Molavi Persiangulf . ایران_را_باید_دید ماباهمیم بندرعباس طلوع
. ببعی 😚 چرانی تو کوچه پس کوچه های قم . من کی باشم از زمین تا آسمان مستان پرند کز شراب تو ندانند از زمین تا آسمان صد شبان چون من سپرده گوسفند خود به گرگ گوسفندان را چه کردی با کی گویم کو شبان مولانا Sheep Iran Qom
مولانا
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بی تو به سر نمی شود جان زتو جوش می کند دل زتو نوش می کند عقل خروش می کند بی تو به سر نمی شود مولوی مولانا
. کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی مولانا . تشیع پنج شهید پاکستانی مدافع_حرم سوریه فاطمیون ایران قم حرم حضرت_معصومه سلام_الله_علیها
. و چه میدانی پول حﻻل زیر لباس عروسک چقدر گرم بدست میاد . . زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه که جان را و جهان را بیاراست خدایا زهی شور زهی شور که انگیخته عالم زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا مولانا . Blackandwhite City Qom Iran Everydayiran Everydaymiddleeast Everydayasia Bnw Bnw_diamond سیاه_سفید
ما زبالاییم و بالا میرویم... . . . مولانا شعر آسمان  Molana Mowlana Photo Photogrid Photooftheday Photographer Photographyislife
. آن نیاز مریمی بودست و درد که چنان طفلی سخن آغاز کرد حق تعالی گر سماوات آفرید از برای دفع حاجات آفرید هر کجا دردی دوا آنجا رود هر جا فقری نوا آنجا رود هر کجا مشکل جواب آنجا رود هر کجا کشتیست آب آنجا رود آب کم جو تشنگی آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا نزاید طفلک نازک گلو کی روان گردد ز پستان شیر او تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست "مولانا " Kerman Bardsir SadeghRna Mustseeiran ایران_را_باید_دید کرمان بردسیر Fri ,February 13 2015
مولانا
……………………………………………………………………………………………………… بعد از ظهر و شب دوست داشتنی:-) ^_^ . . گر چه من خود ز عدم خرم و خندان زادم/عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن/• هنر معشوقست دیگر...شادی بی اندازه ی من گل پاییزی من... مولانا جان:-) پ ن۱:آخرین تفریح دوران مجردی^_- پ ن۲:ی عالمه خرید از گوشه ^_^ . . هانیه_سامعی مولانا گوشه قارچ_سوخاری کرسی آیس_پک کاشان هم_خوابگاهی صفوی امیر_کبیر تفریح خبر گل_پاییزی_من ^_- ۱۹/۱۱/۹۴ شب ………………………………………………………………………………………………………
هرچه در وهم آدمی بگذرد اندازه قدر و همت او باشد ... مولانا جان و جهان
. گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال گل گیریم دامن گل و همراه گل شویم رقصان همی‌رویم به اصل و نهال گل اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل مولانا
. گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند وین عالم بی‌اصل را چون ذره‌ها برهم زند عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود آدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک زان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان شوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد گه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی کم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند مریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتری مه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند افتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحل زهره نماند زهره را تا پرده خرم زند نی قوس ماند نی قزح نی باده ماند نی قدح نی عیش ماند نی فرح نی زخم بر مرهم زند نی آب نقاشی کند نی باد فراشی کند نی باغ خوش باشی کند نی ابر نیسان نم زند نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوا نی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند اسباب در باقی شود ساقی به خود ساقی شود جان ربی الاعلی گود دل ربی الاعلم زند برجه که نقاش ازل بار دوم شد در عمل تا نقش‌های بی‌بدل بر کسوه معلم زند حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته آتش بسوزد قلب را بر قلب آن عالم زند خورشید حق دل شرق او شرقی که هر دم برق او بر پوره ادهم جهد بر عیسی مریم زند مولانا
. شیر خدا بند گسستن گرفت ساقی جان شیشه شکستن گرفت دزد دلم گشت گرفتار یار دزد مرا دست ببستن گرفت دوش چه شب بود که در نیم شب برق ز رخسار تو جستن گرفت عشق تو آورد شراب و کباب عقل به یک گوشه نشستن گرفت . مولانا منظورش کیه به نظرتون؟؟ . . پنجره شکسته Windows Broken
. دلتنگم و دیدار تو درمان من است! 8 مهر سالروز بزرگداشت مولانا گرامی باد
بفرما بزن خوشمزه انار دون گر اناری می‌خری خندان بخر تا دهد خنده ز دانهٔ او خبر ای مبارک خنده‌اش کو از دهان می‌نماید دل چو در از درج جان نامبارک خندهٔ آن لاله بود کز دهان او سیاهی دل نمود نار خندان باغ را خندان کند صحبت مردانت از مردان کند شعر مولانا شمس تبریزی
مولانا عماد عفت