Album

Armenia,

هر غروب اینجا برایت شمع روشن میکنم من لباسی از دعا و نور بر تن میکنم هرشب از باغ تماشایت فقط دلواپسی یا کمی رویای نرگس پوش خرمن میکنم جاده ی تنهایی است و عابری چشم انتظار مثل باران بی صدا در کوچه شیون میکنم گرچه حتی آسمان هم کهنه و تکراری است باز صبح جمعه ها میل پریدن میکنم از کدامین جاده می آیی نمیدانم ولی من تمام جاده ها را غرق سوسن میکنم ای هنوز "امن یجیب" چشمهای خیس من هر غروب اینجا برایت شمع روشن میکنم