Album

فکرم

. تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام دل در آغوشت نگیرم تویی آن آسمان  صاف و روشن من این کنج قفس ، مرغی اسیرم ز پشت میله های سرد تیره نگاه حسرتم حیران به رویت در این فکرم که دستی پیش آید و من ناگه گشایم پر به سویت ... در این فکرم که در یک لحظه غفلت از این زندان خامُش پر بگیرم در این فکرم من و دانم که هرگز مرا یارای رفتن زین قفس نیست اگر هم مرد زندانبان بخواهد دگر از بهر پروازم نفس نیست . فروغ_فرخزاد