Album

محمد_بیابانی

. به این غبار، نگاهی كه آفتاب شود بسوز قلبِ مرا، كز غمت مُذابّ شود دوباره رویِ تو را آسمان  جمعه ندید كدام جمعه، جمالِ تو ماهتاب شود؟ برای آمدنت، شب به شب دعا كردم اشاره كن به دعایم كه مستجاب شود زمان به خاطرِ ما دیر دیر می گذرد برایِ خاطرِ تو كاش پُر شتاب شود امیدِ گریه، مرا هم صحابۀ خود كن كه آسمانِ نگاهم پر از سحاب شود نباید اشكِ تو بر صورتِ زمین بچكد سرشكِ چشمِ تو بایست كه گلاب شود من آمدم كه سلامِ مرا جواب دهی سلام می كنم و وای اگر جواب شود اگر اجازه دهی روضه خوان شوم امشب كه قلبِ سوخته ات بیشتر كباب شود برایِ كودكِ خود آب خواست امّا حیف همین دلیل بر این شد، حسین آب شود بگویم از شررِ خنده های حرمله ای كه پاسخِ شرر گریۀ رباب شود و شیر خواره پس از این ز نیزه خواهد دید كه دستِ مادرِ او بسته در طناب شود محمد_بیابانی
end of photo grid