Album

بیرق

. تیرِنامرد اگر یاور مشکم می شد … می شد این آب شود چشمه ی زمزم که نشد حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد تا دو دستم به بدن بود علم بر پا بود خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد گفتم این لحظه ی آخر که در آغوش تو ام لا اقل روی تو را سیر ببینم که نشد هر دو دست و سر و چشمم به فدای سر تو هر چه آمد به سرم نصف شما هم که نشد بگو از من به رقیه که حلالم بکند آمدم آب به خیمه برسانم که نشد السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله السلام_علي_الشيب_الخضيب یا_حسین حسین یا_رقیه یا_عباس برادر دیوارگرافی
. دارن آماده میشن . . محرم محرم۱۳۹۴ محرم۱۳۹۴ محرم_الحرام مشکی علم بیرق پرچم پارچه_سیاه لباس_سیاه دیگه عشق حسین السلام_علی_الشیب_الخضیب پاساژ_قدس قم ایران