Album

خانه_تاریخی_یغمای_جندقی

……………………………………………………………………………………………………… هنوز حس مبهم نو شدن رو دارم.... انقد یهوویی بود و غیر منتظره که هنوز بعضی وقت ها ترس از دست دادنش رو دارم و بعد یادم می آید که دیگر تمام دلهره هایم تمام شده ... پایم را روی پایم میاندازم... موهایم را باز میکنم... لیوان چایی ام را کمی روی میز جابه جا میکنم و نا خود آگاه لبخند میزنم... بوسه ای بر روی خاطراتم... این روزها وقتی میخوابم... خواب هایم خوب تر شده اند... عمیق تر میخوابم... و به قول همه مهربان و آرام شده ام... گل_پاییزی_من :-) هانیه_سامعی دوستام عکاس_داداش قلعه_جندق خانه_تاریخی_یغمای_جندقی جد_بزرگوار_من پا_درد ۲۱:۰۰ ۱۶/۱/۹۵ ………………………………………………………………………………………………………