Album

کوچ

آخرین برگ سفرنامه باران این است، که زمین چرکین است. (محمدرضا شفیعی کدکنی) محمدرضا_شفیعی_کدکنی شفیعی_کدکنی سفرنامه باران زمین آسمان  آبی آخرین دود پرنده کوچ سفر شعر عکس کرج برغان Bird Sky Blue Photographyislifee Photooftheday Poetry Karaj Photo Photogrid lyricsearth globalwarming nature
نه چتر با خود داشت، نه روزنامه، نه چمدان، عاشقش شدم! از کجا باید می دانستم مسافر است؟! مژگان عباسلو ... سالها پیش در دوره جهالت، کارهای زیادی میکردم! یکبار به اتفاق یکی از دوستان فیلم کوتاهی ساختیم بنام "رحیل" که موضوع سفر پیرمردی به دنیای بعدی رو روایت میکرد. خیلی برای بازیگرمون جستجو کردیم تا به حاج آقا روشن رسیدیم. پیرمردی خوش اخلاق و شیرین و آراسته که به طرز عجیبی دوست داشتنی بود. لجاجت و اصرارش برای بالا اومدن از مسیر سخت ریل قطار که توی سربالایی قرار داشت و پر از سنگریزه و ماسه بود، بدون اینکه اجازه بده کمکش کنیم، همیشه در یادم هست. درواقع اصرار داشت جوون بودنش رو خیلی رسمی به ماها اثبات کنه! فاصله خیلی کوتاه چندماهه از ساخت فیلم کافی بود تا حاج آقا روشن داستان ما، نقش اصلی فیلم خودش رو بازی کنه... جوون خوش اخلاق و مهربون قصه من، روحت شاد و آرام... رحیل فیل م کوتاه کوچ فیلم۱۰۰ پیرمرد Film Photo