Album

حاج_محمود_کریمی

. وقتی میگن با چه حالی اومدی، میمیرم وقتی میگن روضتو زبون میگیرم از اینکه موندی تو راه، بهم برخورد پیاده اومدی راه، بهم برخورد سیلی نا خود آگاه، بهم برخورد ************************************************ با روضه معجر تو، گریه هام خون میشه وقتی میگن از موهای تو چشام خون میشه از اینکه معجرت سوخت، بهم برخورد چادر روی سرت سوخت، بهم برخورد تو آتیشا پرت سوخت، بهم برخورد ************************************************ وقتی میگن از اسارتت مدام می سوزم وقتی میگن با چه حالی رفتی شام می سوزم از این مسیر دشوار، بهم برخورد کشوندنت به بازار، بهم برخورد ناموس حق تو انظار، بهم برخورد خیلی بهم برخورد حضرت_رقیه خیلی_بهم_برخورد اسارت دروازه_ساعات ناموس_حق_تو_انظار معجر چادر سیلی_ناخودآگاه بازار_شام محرم صفر اربعین کربلا محمود_کریمی حاج_محمود_کریمی امامزاده_علی_اکبر_چیذر هیأت_رایة_العباس_رزمندگان_شمیرانات
. ۲٦ روز تا ماه نوکری برای ارباب . . . . یکسال صبر کردم، چقدر سخت بود این یکسال ماه_محرم ارباب نوکر سینه_زنی حاج_محمود_کریمی هیئت_رأیت_العباس امامزاده_علی_اکبر چیذر
1
of 1 pages
end of photo grid