Album

مشاهده

. . . شرلوک_هلمز : همه با چشم هایشان می بینند اما مشاهده نمی کنند ، فرقش مشخص است. برای مثال، تو اغلب جای پاهایی را دیده ای که از این اتاق به سالن برداشته شده اند ؟ دکتر_واتسون : اغلب . . . هلمز : پس چندتا پای جا در آنجاست ؟ واتسون : خیلی زیاد ؟ نمی دانم ! ! ! هلمز : همینطور است ، تو مشاهده نکرده ای ... اما من می دانم که هفده جای پا در آنجاست ... چرا که من دیده ام و هم مشاهده کرده ام . . . پی نوشت ۱ : انسانهای زیادی در اطراف هر یک از ما هستند اما خیلی هایشان صرفا سیاهی لشکران زندگی و روابط_اجتماعی آن اند اما در این بین مطمئنا داشتن دوستان دقیق و فهیم یک سرمایه و فرصت است و باید قدرش را دانست و همیشه از شکل گیریی دوستی‌ های جدید استقبال نمود . پی نوشت ۲ : برای مطالعه داستان متن فوق به کتاب رمان «رسوایی در بوهمیا» سر بزنید . نوید_کمالی Navidkamali Nkamali_ir